تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

حقوق بشر یک جنبه اساسی و مهم دارد و آن هم زاویه و مکان دید است. مثلا اگر توی ایران زنی به بدترین شکل و پس از خیانت، همسر کشی کرد، اگر دستگاه قضا یقه‌اش را گرفت، آن سر دنیا حقوق بشری‌ها دردش می‌آید و گریبان چاک می‌دهند و عکسش را می‌چسباند تخت سینه شان که گناه دارد طفلکی و چقدر سنگدلید شما.

ولی اگر سه‌پایه دوربین را بردی توی فلسطین کاشتی، کلا ماجرا فرق می کند.آنجا قانون نسبیت می‌آید وسط و حقوق بشر در حالیکه‌ آدامسش را باد ميکند، شش بولدوزر و پنجاه ماشین نظامی صهیونیست‌ها را نگاه می‌کند که آمده‌اند مدرسه را روی سر تروریست‌های هفت‌ساله خراب کند! ایضا خانه‌هاشان را.اینجا دیگر قضیه می‌شود از نوع سخت نگیرید و به خودشان مربوط است و از دسته‌ی "طفلکی یهودی‌ها".



از عجایب روزگار است و موجودی حساس این حقوق بشر .زاویه‌اش را کمی عوض کنی کلا زیر و زبر می شود


در وطن هم می‌توانید بخوانید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۸۹ساعت 11:31  توسط غلامعلی  | 

سی‌ان‌ان گزارش خبری ساخته بود از زنان مبارز فلسطینی.تصاویر زنانی را نشان می‌داد که تمرینات نظامی انجام می‌دادند و کار با سلاح می‌آموختند و رویشان را هم پوشیده بودند.

ورودی گزارش گیر داده بود به الله‌اکبر مبارزان و کمی بعد دوربین  زوم کرد روی نارنجک و تفنگی که دستشان بود و بعد از سوال و جوابی آنها را کسانی معرفی کرد که بیشتر دولت های غربی تروریستشان می‌داند؛ بعدتر  قرار است  که تصاویر کات بخورد و خیابانی نشان داده شود که توی آن چند دقیقه قبل عملیات استشهادی انجام شده است.

این وسط، نقش اسرائیل هم به بمبارن‌هایی که  اهدافش، تنها مربوط به حماس بود تقلیل پیدا کرد و انگار نه انگار چندهزارتن بمب را در عرض بیست و دو روز خالی کرده بودند روی سر مردم غزه و حالا هم راه را بسته‌اند که مبادا یک ورق قرص یا بسته‌ای غذا برسد دست مردم.

 حماس هم شد گروهی که کنترل غزه را به دست دارد.

بیننده از همه جا بی‌خبری که ان ور دنیا نشسته، از حالا به بعد روی پوشیده ببیند، الله‌اکبر بشنود، دلش شور می‌زند برای خیابان های طفلکی تل‌آویو!

افکار عمومی را دارند آماده می‌کنند؛ برای جنگ؟

 ***

 بعدالتحریر:  ما داریم چه می‌کنیم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۹ساعت 7:36  توسط غلامعلی  | 

سایت آینده جند روز پیش خبری درج کرده بود با عنوان  "سفرهمزمان فرستادگان ویژه به اردن و یمن، ارتباطی باظهور دارد؟".

انتقاد کرده بود از اینکه ما با این‌‌ها نه مرز مشترک داریم نه فوریتی پیش آمده و نه اینها کانون تحولات دیپلماتیک هستند و...

بعد هم نتیجه‌گیری که شاید سفر فرستادگان مربوط به علائم ظهور باشد!.

دفتر امور پیگیری و رسانه های اینترنتی ریاست‌ جمهوری هم جوابیه‌ای برای آینده فرستاده که ایشان هم مرحمت کرده و منتشر کرده‌اند.  ولی این وسط برای این خبر و جواب تیتر زده‌اند:

"زیرسوال بردن 24 سال سیاست خارجی جمهوری اسلامی در جوابیه مشایی به آینده"

در توضیحش هم نوشته:

"دفتر رئیس جمهور با ارسال جوابیه به سایت آینده، با زیر سوال بردن سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوره های گذشته، مدعی شد دولتهای گذشته تلاش خود را صرفاً برای ایجاد رابطه دوستانه با قدرت های استكباری متمركز كرده اند.

به گزارش خبرنگار آینده؛ این اعلام نظر در حالی صورت می گیرد كه در دولت های گذشته (1360 تا 1376) تصدی وزارت خارجه به عهده دكتر علی اكبر ولایتی، از نزدیك ترین چهره های سیاسی به رهبر انقلاب بوده است و طی سال های 1376 تا 1384 نیز كمال خرازی، مسئول منصوب شورای راهبردی سیاست خارجی از سوی رهبر انقلاب، تصدی وزارت امور خارجه را بر عهده داشته است...."

آن تیتر و این توضیح از بند سوم جوابیه‌ فهم شده که متنش اینطور است:

".... واقعیت آن است كه دورانی در نظام مقدس جمهوری اسلامی گذشت كه برخلاف رهنمودهای صریح و روشن رهبر انقلاب، دولت های مورد علاقه سایت آینده، تلاش خود را صرفاً بر ایجاد رابطه دوستانه با قدرت های استكباری متمركز كردند، ولی تنها نتیجه حاصله، قرار گرفتن در معرفی فشارهای سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی روزافزون از سوی نظام سلطه و رویگردانی ملت عزیز و سرافراز ایران از آنان و اعتماد ورزیدن به كسی بود كه به صراحت اعلام می كرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را بر اساس راهبرد "عزت، حكمت و مصلحت"، به طور ابتكاری و فعال - نه منفعل - به پیش خواهد برد."

آینده عکس هم زده :

 

جدای از راستی و ناراستی این حرفها ، جدای از موازی‌کاری‌های دولت در سیاست خارجی و بعضی سؤالات بی جواب مانده در زمینه تحولات دستگاه وزارت خارجه، یک چیزی این وسط معلوم‌تر و مربوط‌تر است به حرف‌های بالا:

معنی برداشت آن تیتر از این جوابیه، حداقلش ناجوانمردانه بودن است.به زیان لغت‌نامه:  پشت سر کسی سنگر گرفتن، کسی را سپر کردن.

 بگذریم از معانی که حداقلی نیستند.


+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۸۹ساعت 8:36  توسط غلامعلی  | 

اینهایی که چند روز پیش فریاد"یافتم یافتم"شان به هوا رفته بود که جمهوری اسلامی چهره‌ی رهبرش را با وسایلی می خواهد توی عکس‌ها نورانی نشان دهد و کلی ماجرا به راه انداختند و البته جواب  هم گرفتند،اگر گذرشان به حسینیه‌ امام خمینی(ره) می‌افتاد یا سر سفره‌ی افطار در ماه رمضانی، یک دقیقه آقا را می‌دیدند احتمالا برای یک عمرشان سوژه داشتند که دنبال دلیل‌اش بگردند.می‌رفتند دنبال تکنولوژی بگردند که می‌شود با آن کاری کرد که در نور نامناسب حسینیه، چهره‌ی یک نفر مثل بدر قمر بدرخشد.

کاش می‌دانستند آنها هم که آقا را از نزدیک دیده‌اند از خودشان می‌پرسند چرا تصاویر و محصولات تکنولوژی‌های جدید نمی تواند این نور تابیده از سیمای رهبرشان را نشان دهد؟


 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی ۱۳۸۹ساعت 12:33  توسط غلامعلی  | 

آقای نادر طالب‌زاده! ممنون.

به خاطر حرفهایی که راز نیستند اما توی این شلوغی باران اطلاعات، ازشان بی‌خبریم و بعضی‌ رسانه‌ها هم که باید با خبر باشند و حواسجمع تا باقی را خبر کنند، سرشان مشغول انعکاس صندلی بازی و وگیس‌کشی های حاشیه‌ی آن است. این وسط حواس شما انگار جمع است و خبرمان می‌کنید. آخر توی این دوره «که آن را خبری شد» باید خبری باز بیاید. مثل شما و "راز"تان.

ممنونٰ،به خاطر احساس غروری که توی "راز" آخرتان سرازیر شد به دلمان. (شماره چند آن بخش‌های کنفرانس FDDبود که آن مهنس اسرائیلی امد و کلی نگرانی ابراز کرد؟). وقتی که از زبان دشمن اعتراف شنیدیم، خیلی بهمان چسبید. میگفت که من مهندسم و خودم توی کار ساخت موشک بوده‌ام. میگفت روند ایرانیها عجیب و غریب است که بیست سال پیش از لیبی موشک می‌خریدند و حالا ماهواره می‌سازند. اصطلاحا مغزهاجمع شده بودند دور هم تا خاکی به سرشان بریزند و جلوی ما را بگیرند. امثال آن وطن‌فروش هم دیدنی بود که رفته بود تا خرده ریزهای سفره را جمع کند و بی‌معرفتی را به حد اعلا برساند. یکی نبود بگوید حماقت تا کجا؟ لااقل کاسه‌لیسی میکنی دم این رئیس جمهور حی و حاضر آمریکا را ببین نه آنکه تاریخ‌مصرفش تمام شده. بگذریم. غرض همان بود که اول کار گفتیم:

آقای طالب‌زاده! خداقوت.

جمعی از مخاطبان رسانه‌هایی که حواسشان زیاد جمع نیست

 

***

بعدالتحریر ظاهرا بی ربط:

از عجایب روزگار این است که وقتی که توی لندن یک فراری وقیح برای جیره و مواجبش می‌نشیند صاف صاف توی دوربین بی‌بی‌سی نگاه می کند و هر توهینی که دلش می‌خواهد به امام(ره) می‌کند و او را دیکتاتور می‌خواند و هر تهمتی دلش می‌خواهد به امام(ره) می‌زند، حضرات دفتر امام راحل(ره) ساکتند و لب از لب باز نمی کنند ولی بر خود فرض می‌بینند اگر خبر رسید نوه‌ی امام(ره) توی راهپیمایی 9 دی شرکت کرده بلافاصله بیانیه بدهند که نخیر ، نبوده.( الله اعلم)


+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی ۱۳۸۹ساعت 9:38  توسط غلامعلی  | 

عصر روز سوم دی ماه کنفرانس خبری مهمی برگزار شد که رسانه های آنطرفی حسابی به آن پرداختند. البته جوری که خودشان دلشان خواست.کنفرانس مربوط به حماس بود و هشدارش به اسرائیل که اگر به نوار غزه تعرض کنند آماده پاسخ هستند.

صبح چهارم دی ماه هم تیراندازی نظامیان صهیونیست به مدد و لطف هلیکوپترهای آپاچی دو مبارز را شهید کرده بود.

قبلتر از این دو روز هم حرکات صهیونیستها چیزهایی بود شبیه همین خباثتها. این تکههای خبری گاهی رنگ خون داشتند و گاهی مثل عذرخواهی رئیس جدید موساد از لندن، رنگ توطئه. عذرخواهی که غلط کردیم از گذرنامه جعلی ای استفاده کردیم که مال کشور شما بود و رفتیم با خیال راحت عضو ارشد حماس را توی دبی ترور کردیم . یعنی که من‌‌بعد هم از این غلط ها میکنیم اما با گذرنامه جای دیگر.

اینها را که بگذاریم کنار سر و صدای دادگاه مربوط به ترور رفیق حریری و فشار روی حزب الله، بوی خون به مشام می رسد.صدا هم.صدای ضجه.همه از غزه.

از این همه رنگ و خبر به جز پرس تی وی که پوشش خوبی داده بود به وقایع، بقیه رسانههای خبری را خواب با خود برده بود انگار.البته یک سایت خبری عکس کنفرانس حماس را منتشر کرد که سوژهاش فراوانی میکروفونها بود و معلوم نبود کجاست و چه خبر بوده.عذرخواهی رئیس آینده موساد هم خبرش توی خبرگزاریها آمد، خیلی معمولی البته. در کنار خبر مهریه یک کیلو بال پشه یک عروس.

در این واویلا با همّ فراوان و غم بیشتر، رسانهها تاختند به خبرهای مهمتر. از همان دست خبرها که فلانی بالاخره پشت میز نشست؟ تکذیب کرد؟ چند دفعه تکذیب کرد؟

انگار آتشی که دارند در غزه می افروزند گرمایش زودتر به ما رسیده و چرتمان گرفته.

فقط خدا نکند صدای توپها بیدارمان کند.


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی ۱۳۸۹ساعت 13:35  توسط غلامعلی  | 

هر چقدر هم که یک رسانه سعی کند اصول حرفه ای را عایت کند، دکورش رو طبق آخرین توصیه ها درست کند تا تأثیر مطلوب و در راستای هدف بر مخاطب داشته باشد، جزئیاتی مثل تکیه کلام مجری و حرکات بدنی او را بر اساس یاقته های روانشناختی اصلاح کند، انواع مستندها و گزارشها را بسازد تا به زبان بی زبانی و نه مستقیم حرف بزند. اگر شعار صحت و دقت و بی طرفی بدهد و حرفهایش را هم توی این زرورقها بپیچد باز هم ممکن است در اصل ماجرا و حرکت جوری مهرهاش را حرکت دهد که در بازی شطرنجش در همان مرحله‌ی گشایش مات شود.

مثلا ممکن است موضوعش را بد انتخاب کند و در یک برنامه گفتگو حرفی کهنه و نخ‌نما را محور قرار دهد، مانند اینکه در ایران چه کسی میراث دار حقیقی امام خمینی(ره) است، به اصطلاح جنبش سبزی که شعار می داد "میزان رای ملت است" یا کسانی که می گفتند "حقظ نظام از اوجب واجبات است". تا همین جای کار بازی گشوده شده محکوم به باخت است چرا که خیلی وقت است موضوع دعوا برای همه معلوم شده که حتم غیر این بود و عام و خاص فهمیدهاند نطفهی دعوا در لانهی هوس قدرت مدعیان شکستخورده بسته شده بود.

از این بدتر این است که برای چنین استراتژی ضعیفی مهرهی سوختهای را بنشانی پشت تریبونت.مثلا اکبر گنجی. کسی که اصلا هدفت را هم نفهمد و به جای آنکه آبروداری کند و میراث داران انقلاب خمینی(ره) را به زبان بی زبانی جنبش مثلا سبز معرفی کند. بیاید و میراث را از بنیان نفی کند. بنشیند و خیلی وقیحانه خمینی کبیر را یک دیکتاتور معرفی کند. بگوید خمینی(ره) کمر به نابودی حقوق بشر بسته بود و اصلا به آزادی اعتقادی نداشت. ترشحات ذهنی اش را نشخوار کند و بگوید او دولت را جانشین خدا کرد. وقاحت را با دروغ و تهمت مخلوط کند و از صفحات صحیفه آدرس بدهد که 458 و 459 اش آمده که امام(ره) اصلا برای مجرم حق داشتن وکیل قائل نیست.*حرفهای تکراریای که آن شعر را به یاد میآورد:"مه فشاند نور / سگ عوعو کند".

گشایش غلط و بازی دادن مهره سوختهای که بیشتر شبیه یک وبال گردن است برای بی بی سی از جنس فاجعه اند و برای ما یادآور حمدی دوباره که:

الحمد لله الذي جعل عدونا من الحمقا

***

در صفحات مورد اشاره در صحیفه آمده است:

"آنكه بايد براي او وكيل گرفت ، آنكه بايد به ادعاي اوگوش كرد، او متهم است نه مجرم . اينها متهم نيستند، اينها مجرم هستند. اينها اشخاصي بودند كه در خيابانها مردم را كشته اند، زجر دادند، و ذخاير ما را - همه را - با خيانتها از بين برده اند. آيا آنهايي كه كشته شده اند در اين خيابانهاي شهرهاي مختلف ايران ، اينها بشرنبودند؟ اينها حقوق ندارند؟. "

.......

در وطن هم می توانید بخوانید


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی ۱۳۸۹ساعت 8:0  توسط غلامعلی  |