
زیر سقف خانه ات
روزی که قد میکشیدی
همانجا که
فعل نان
گاهی بود
گاهی نبود،
حال چشمهمیشه تر بود
و حسینیهی مادر دری داشت
که همیشه فعلش
باز بود
با پلکانی که می رسید به باغ آسمان
و چهار فصل خدا ستاره چینی برقرار
دست تو نبود که
می خواستی این همه ستاره
از خرمن خدا
نریزد روی دوش تو؟
که یک قلمش
اسمت برسد به شب شامات
و روشن شود
چراغ امید
بعدالتحریری که باید قبلش خواند:
سلامتی کاخ سفید
حفظ امنیت کنگره
نیفتادن گنبد آهنین تلاویو
ایستادن دیوار حائل
خواب خوش بنی اسرائیل
همه بر باد میرفت
اگر دستهای تو
بسته نمیشد
لابد
***
دموکراسی
و آزادی
در معیت حقوق بشر
نسلشان منقرض میشد
اگر دستهای تو
بسته نمیشد
لابد
***
پرونده بمبهای شیمیایی
بسته نمیشد
اگر دستهای تو بسته نمیشد
لابد
***
عیش
شکمهای فربه
در گنداب شرابخانه ریاض
خراب میشد
دستهای تو اگر...
لابد
***
بعدالتحریر:
- علوی است /دو سه ساله بوده / دارد تکفیری ها را نگاه میکند که سر پدر و مادرش را میبرند
- شامات دست بردار... هزار سال است پای روضه سه
ساله جان داده ایم...نقلش بس است... تعزیه گردانی چرا؟
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/245686/-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%82%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF
لابلای خاکهای سرخ،
یا بر بلندای قبه ای،
لابلای پرچمی،
جایی ،
در فواصل میان
قطره های اشک
یا در نفس گرفتن مردی که روضه خواند
نوشته است
کسی
وقتی نفس بریده است
و هق هق گریه دم گرفته است:
آخرالزمان...
تمام ماه ها محرم است
و عصر روزها
همه دهم
و قصه
قصه ی خیمه و
حرامی و
تیر و آه و آتش است
جایی نوشته است
کسی
آخرالزمان...
یک عصر بی برادری
بس است
که در حرم
یک جای تیر نیست!