پای روضه قد کشیده ایم
و پیشانیمان به ضرب سنگ آشناست
حتی اگر زیر خاک به دست قابیل
جوانمرگ می شویم
باز شکوفه های تاریخ را
شهادت می دهیم
که محمد از میان خاک و خاکستر
درخت ایمان را در بن خاک هستی
نشانده است
و قرآن بر سر نیزه
قرآن است
شهادت می دهیم
که ابراهیم در میان آتش
فرستاده خداست
و کلام موسی
در هیاهوی گوساله سامری
کلام حق
شهادت می دهیم
هنوز ابرهه لشکر می کشد
و کلمات را به صف می کند
شهادت می دهیم
به صدای بال ابابیل
تا انتهای صدق الله العلی العظیم
نزدیک بود
حرف در سینه بماند
و خستگی بر بال های جبرئیل
تا ابد خانه کند
نزدیک بود
روضه ها و اشکها
در آستاته ی باران
در سینه ابر
جوانمرگ شوند
نزدیک بود
مناره ها در پس
غبار ها
صدا در گلویشان بشکند
و غریب نشین کوچه ی زمان
در خاطره ها محو شوند
که قیام محمدی
در قامتت پیدا شد
و حالا هنوز که هنوز
محمد و علی
وحکایت خانه مادر
بلندبالاترین رویش
زمین اند
این نبود
روز اول عهد بستند
خاک و آدم
که زمین گهواره هابیل باشد
مثل بیتهای مثنوی لالایی
تکان بخورد
آرام
تا پسران آدم
خواب بهشت ببینند
بنا نبود زمین
گور هابیل شود و
گورستان پسران آدم.
خواب بهشت
کابوس دوری و جدایی شد
و میراث پدران برای پسران.
حالا همه
در وادی اهل مرگ
زیر لب تو را می خوانند
مگر زمین عهدش را به یاد بیاورد
و بیایی
و با دلیل خدا و چشم خدا
زمین به آیه های سکینه
ایمان بیاورد
به مبارکباد قدمهای تو
حتّى تسكنه ارضك طوعا