تماشای محمد باشد
که تو را اراده کرد
و حرا در صبحدم تو
به یک چله تماشای نور
دوباره امید بست.
هوای احمدی پیچید میان کوچه
و شهر دوباره اذان گفت
با صدای محمد.
سپیدناک حنجر پیامبر
گویا دوباره
سلام کرد به سمت فاطمه.
نقل است فرشته دوباره
سوره را می آورد،
که دوباره روز محمد است:
اقرا باسم ربک الذی خلق:
" علی اکبر"
اصلا
محمد
و رب جلیل اراده کرد
72 آیه را
با حرفهای مقطعه،
ورق ورق.
و اراده کرد
از طلوع تا غروب
طنین آیه ها در صحرا بماند
پس تو را آفرید،
" مدّ حرفها را"
پس قامتت قیامت کرد
آنقدر که
دستت میرسید به خواب ستاره ها
در شبی که
آسمان خیمه ماه داشت
و با صدای حرفهای دست مهربان تو
پیش پای تو
رقیه نام یک ستاره بود
در آسمان و
با زمین و خار هم غریبه بود
روی هیچ طاقچهای
صبری کنار آیینه ها نمیماند
مثل آن روز که
صدای پای مادرت
در حرم میپیچید
و محض دیدن روی ماه تو
خدا
زیر باران اشتیاق
جای در
دیوار کعبه را میگشود