تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
واقعه دردانه حرفهای خدا بود

و رب جلیل اراده کرد

72 آیه را

با حرفهای مقطعه،

ورق ورق.

و اراده کرد

از طلوع تا غروب

طنین آیه ها در صحرا بماند

پس تو را آفرید،

" مدّ حرفها را"

پس قامتت قیامت کرد

آنقدر که

دستت میرسید به خواب ستاره ها

در شبی که

آسمان خیمه ماه داشت

و با صدای حرفهای دست مهربان تو

پیش پای تو

رقیه نام یک ستاره بود

در آسمان و

با زمین و خار هم غریبه بود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ساعت 12:51  توسط غلامعلی  |