لابلای خاکهای سرخ،
یا بر بلندای قبه ای،
لابلای پرچمی،
جایی ،
در فواصل میان
قطره های اشک
یا در نفس گرفتن مردی که روضه خواند
نوشته است
کسی
وقتی نفس بریده است
و هق هق گریه دم گرفته است:
آخرالزمان...
تمام ماه ها محرم است
و عصر روزها
همه دهم
و قصه
قصه ی خیمه و
حرامی و
تیر و آه و آتش است
جایی نوشته است
کسی
آخرالزمان...
یک عصر بی برادری
بس است
که در حرم
یک جای تیر نیست!