تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

لابلای خاکهای سرخ،

یا بر بلندای قبه ای،

لابلای پرچمی،

جایی ،

در فواصل میان

 قطره های اشک

یا در نفس گرفتن مردی که روضه خواند

نوشته است

کسی

وقتی نفس بریده است

و هق هق گریه دم گرفته است:

آخرالزمان...

تمام ماه ها محرم است

و عصر روزها

همه  دهم

و قصه

قصه ی خیمه  و

حرامی و

تیر و آه و آتش است

جایی نوشته است

کسی

آخرالزمان...

یک عصر بی برادری

بس است

که در حرم

یک جای تیر نیست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ساعت 0:10  توسط غلامعلی  |