عصر روز سوم دی ماه کنفرانس خبری مهمی برگزار شد که رسانه های آنطرفی حسابی به آن پرداختند. البته جوری که خودشان دلشان خواست.کنفرانس مربوط به حماس بود و هشدارش به اسرائیل که اگر به نوار غزه تعرض کنند آماده پاسخ هستند.
صبح چهارم دی ماه هم تیراندازی نظامیان صهیونیست به مدد و لطف هلیکوپترهای آپاچی دو مبارز را شهید کرده بود.
قبلتر از این دو روز هم حرکات صهیونیستها چیزهایی بود شبیه همین خباثتها. این تکههای خبری گاهی رنگ خون داشتند و گاهی مثل عذرخواهی رئیس جدید موساد از لندن، رنگ توطئه. عذرخواهی که غلط کردیم از گذرنامه جعلی ای استفاده کردیم که مال کشور شما بود و رفتیم با خیال راحت عضو ارشد حماس را توی دبی ترور کردیم . یعنی که منبعد هم از این غلط ها میکنیم اما با گذرنامه جای دیگر.
اینها را که بگذاریم کنار سر و صدای دادگاه مربوط به ترور رفیق حریری و فشار روی حزب الله، بوی خون به مشام می رسد.صدا هم.صدای ضجه.همه از غزه.
از این همه رنگ و خبر به جز پرس تی وی که پوشش خوبی داده بود به وقایع، بقیه رسانههای خبری را خواب با خود برده بود انگار.البته یک سایت خبری عکس کنفرانس حماس را منتشر کرد که سوژهاش فراوانی میکروفونها بود و معلوم نبود کجاست و چه خبر بوده.عذرخواهی رئیس آینده موساد هم خبرش توی خبرگزاریها آمد، خیلی معمولی البته. در کنار خبر مهریه یک کیلو بال پشه یک عروس.
در این واویلا با همّ فراوان و غم بیشتر، رسانهها تاختند به خبرهای مهمتر. از همان دست خبرها که فلانی بالاخره پشت میز نشست؟ تکذیب کرد؟ چند دفعه تکذیب کرد؟
انگار آتشی که دارند در غزه می افروزند گرمایش زودتر به ما رسیده و چرتمان گرفته.
فقط خدا نکند صدای توپها بیدارمان کند.