عهد کرده بود که بعد از رسول خدا دیگر خضاب نکند، عهدی که بسیار گرامی اش داشته بود و حالا پس از این همه سال موعد دیدار دوباره بود با همسری چنان گرامی و عزیز ... با خودم فکر کردم کاش راهی بود تا خضاب کند و آراسته تر شود.
سحرگاه نوزدهم رمضان که رسید آرزوی من برآورده شد : هم علی (ع) بر عهد خود استوار بود و هم در محاسنش مویی سپید نمانده .
کاش چنین نخواسته بودم.