تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
تو مانده بودی

علم و شمشیر یک طرف

نیزه و مشک یک طرف

و خدا آخر قصه را هنوز...

در سوره ی کربلا

در گوش جبرئیل

نخوانده بود.

تو مانده بودی

مبادا در خط روزگار

آخر قصه را

خدا جور دیگری اراده کند

انگار که تقدیر دستش

در کار خط خون

در مرکّب مانده باشد

میان شمشیر و مشک

که شمشیر تو

ماجرایی دیگر بود


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ساعت 22:40  توسط غلامعلی  |