تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
از گهواره تا دشت بست نبود؟

رجزت را که خوانده ای...

تیر ترکش حرمله را

که سپر شدی...

بمان دیگر...

مگر پدر به خاکت امانت نداد؟

بی هوا کجا میروی؟

همه دیدند که

تو هم تک سوار دشت بلایی...

حریف حرمله،

از تبار هاشمیان بی زره.

نمیشود

دیگر سرت نرود؟

در آسمان

کنار قبیله ی سرها و نیزه ها؟


+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 23:39  توسط غلامعلی  |