رمز عبور
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
باران کجایی، دیر ماندی
عاقبت هم
دیر شد
باران!
ماندی و باران و
میان کوچه
از در
خاک و
از چادر
صدای سیلی و
خاکستری مانده
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۲ساعت 12:51 توسط غلامعلی |
درباره
صحرا طنین « هل من ناصر » را هر روز خونین تر از قبل به یاد می آورد و من و تو هر روز امتحان روز دهم را پس می دهیم.
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
نوشته های پیشین
مرداد ۱۳۹۷
اسفند ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
آرشيو
پیوندها
کلامش (سید)
صفحه تریبون روزنامه وطن
حرفهای گمشده (محمد)
کهف الشهدا
دل-ریخته
علی و حوضش
هیئت جنت الرضا
از30 نما
از نمای نزدیک 2
از نمای نزدیک
نطق
کوچههای باران
بسیجی دانشجو
یادداشتهای میثم رشیدی مهرآبادی
هیاهو ( مصطفی )
کیایی نیوز( محسن )
تقلب سبز ( جوات موات ها)
دانیال
تا زنده ایم رزمنده ایم
در به در( ابراهیم)
لبیک یا خامنه ای
علی گفت
خبرسازان 88
گوهر کمال
133
سندس
آئینه ها
علمدار صبح
دایره 21 (سید عباس)
به یاد یار سفر کرده
شاهد بیاورم؟
مسیر عشق
مسک
از هر دری
سید مسعود شجاعی
شیرز نقد و بررسی
زمبور
میان این مسیر
کاروان بهشتیان زمین
ساحل (جواد آقایی)
شبستان
محمد حسین او
تسلیم (سید حمید)
شق القلم
دست نوشته های من ( محسن)
کوخ نشین
صهیون پژوه
رقص طوفان
مشترک مورد نظر
باسم ربّ الشهداء و الصّالحین
در پناه حقیقت
ما با ولایت زنده ایم
شوشتر نگار
هندوانه سرباز
... حتی بیشتر
دریچه چشم من
چیز نیوز
عبور
قلم دانش آموز
رو به صبح
امت امام خامنهای
مرد یزدان
شمیم یار
گروه فرهنگی شهید دلاور
RSS
POWERED BY
BLOGFA.COM