علم و ثروت کذایی بود
کنار دست تو
ما مشغول اسطرلاب
که کدام راه به سعادت میرسد
کنار دست ما
انشای تو ولی سفید مانده بود
قلمت تکیه داد به رملها
و خودت گرم
در روضههای زیر لب فاطمیه
در حسینیه سنگر
ما در کلاس دو راهی
تو غرق بحر روضه
هر دو محکم در کار.
ما شبیه شک شدیم
تو شبیه روضهات
خبر رسید دست و پهلو سرخی
و مزارت تنها یک زائر دارد
ما بوی "یا و اما"
و حرف های ربط و بی ربط گرفتهایم،
از سمت تو ولی
تنها بوی یاس میآید؛
هر دو یک انشا نوشتیم
که کدام راه به سعادت میرسد