تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

سیلاب خبرها را نگاه میکنم

رگ گردنم بیرون میزند

زیر لب قیمت اتول و سکه و دلار را

تکرار می‌کنم

فحش می‌دهم

روزنامه را پاره می‌کنم

نقد می‌کنم

دودمان سیاست را به باد می‌دهم

سکوت کرده‌ای

بی صدا سرت در اخبار خودت

می‌چرخد

خون می‌دود به صورتم

تکرار می‌کنم

متهم می‌کنم

و تمام مقصرها را در صف انصاف

تیرباران

سکوت می‌کنی

چنگ می‌زنم

روزنامه‌ات پاره می‌شود

سکوت می‌کنی

دفاعی نداری

نگاه می‌کنم

لای ورق‌های پاره روزنامه‌ات

کودکی 4 ساله

در منامه

توی عکس دیگر نمی‌خندد

تیتر از گازهای سمی حرف می‌زند

و اشک مانده روی گونه‌ات

می‌گوید دق کرده‌ای

لابلای اخبار خودت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 0:33  توسط غلامعلی  |