- دختر: چقدش مونده مگه؟
- تقریبا هیچی... چیز خاصی هم نخریدم
- ای بابا...
-50 تومن عین یخ آب شد
کمی سکوت کردند و من پشت سرشان دوباره گوش تیز کردم:
- خدا بزرگه
- توکل به خدا
این قسمتی از گفتگوی یک مادر و دختر بود در یکی از خیابانهای منتهی به آزادی، در 22 بهمنی که امروز بود.دخترش 13 14 ساله میزد و مادر را نفهمیدم. بعدش دیگر سکوت بود تا جایی که کمکم جمعیت و "آزادی" را میشد دید. مادر گفت « ماشاالله جمعیت» دختر با ذوق جواب داد « آره ماشاالله». بعد دست هم را گرفتند و پا تند کردند رفتند لابلای مردم.