تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
هی گفتند " آقا" اول شما بروید. گفت: «نه؛ اول برادرم»

گفتند «اول باید شما دیده شوید». گفت: « اول ایشان» و به برادرش اشاره کرد.

حریفش نشدند؛آخرش مجبور شدند گردن بگذارند به حرفش تا اول برادر بزرگتر از پله‌ها بیاید پایین.

اینطور شد که دنیا  عادات‌ها را گذاشت کنار و دوربین‌ها چشمشان را بستند  تا اول برادر بزرگتر، آیت‌الله پسندیده، اول بیاید و بعد روح‌الله خمینی پله‌ها را از هواپیما یکی‌یکی آرام‌آرام طی کند و بعد سالها پایش برسد به خاک وطن.



+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 20:13  توسط غلامعلی  |