گفتند «اول باید شما دیده شوید». گفت: « اول ایشان» و به برادرش اشاره کرد.
حریفش نشدند؛آخرش مجبور شدند گردن بگذارند به حرفش تا اول برادر بزرگتر از پلهها بیاید پایین.
اینطور شد که دنیا عاداتها را گذاشت کنار و دوربینها چشمشان را بستند تا اول برادر بزرگتر، آیتالله پسندیده، اول بیاید و بعد روحالله خمینی پلهها را از هواپیما یکییکی آرامآرام طی کند و بعد سالها پایش برسد به خاک وطن.