تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

هزار سال و روز و ماه بیشتر گذشت

هزار و یک قبیله مرده‌اند

همه جوان،

ندیده روی تو

سیاه موی

از خجالت ندیدنت

میان خاک خفته‌اند

خودت بیا

که دست شاخه‌های خشک ما

نمی‌رسد به ابرهای آسمان دوری ات

خودت بیا

که دست ما نمی‌رسد

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱ساعت 22:44  توسط غلامعلی  |