تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

از پشت خاکهای فاصله

آدم دوباره از غصه میمیرد

و روز سرخ هابیل را فراموش میکند

که چرا کبوتران کوچه‌ی بهشت

پروازشان خاکی است

و خانه‌هاشان خراب

اینجا

بغضها شکستنی است

و از یک طلوع خورشید غبار

تا مغرب غم

عمر فرشته تمام میشود

و موی سیاه سپید


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی ۱۳۹۱ساعت 15:9  توسط غلامعلی  |