شمشیرها هر چند با تیغه ای بلند تا ماه حتی خیالشان نمیرسد چه رسد به معجزهٰ؛ شقالقمر. شمشیرها که حتی خیالشان تا آسمان نمی رسد گاهی همین حوالی داغ و تنور و اشک با ذکر یا علی غوغا کنار مسجد و محراب می کنند ای چرخ امشب همه ما کافران مؤمن به دستهای مهربان حیدریم دیگر بگو شقالقمر بس است
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 22:4 توسط غلامعلی
|
درباره
صحرا طنین « هل من ناصر » را هر روز خونین تر از قبل به یاد می آورد و من و تو هر روز امتحان روز دهم را پس می دهیم.