تماشایت می کردیم
از علقمه که بیرون آمدی،
از خیمه،
نگاه کردیم گامهایت را که به سوی ما میآمد
وقتی ایستادی و راه کج کردی،
باورمان نمیشد نیایی.
کسی گفت شاید عمو کار واجب تری دارد
و ما کودکان
گمان بردیم
به هوای مادر
میروی کوچهی بنی هاشم
ولی
کوچه مانده است با همان چادر خاکی
پس از شریعه کجا رفتهای
حضرت سقا