نمیرسم.
دست به دیوار میگیرم،
نمیشود.
بیشتر بلند میشوم،
با تمام تن.
دستها به تو میرسند
حتی
یک دانه از غلافها از قلم نمیافتند،
به تو میرسند
و
من نمیرسم.
قرص ماه، کبود، میگیرد.
احساس میکنم
عمر ، قطره قطره، پشت لبم،
پارهپاره،
سرخ،
بیرون خواهد ریخت،
که من هنوز تا جانپناه تو قدم نمی رسد
مادر!