تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
قد می‌کشم روی پا،

نمی‌رسم.

دست به دیوار می‌گیرم،

نمی‌شود.

بیشتر بلند می‌شوم،

با تمام تن.

دست‌ها به تو می‌رسند

حتی

 یک دانه از غلاف‌ها از قلم نمی‌افتند،

به تو می‌رسند

و

من نمی‌رسم.

قرص ماه، کبود، می‌گیرد.

احساس می‌کنم

 عمر ، قطره‌ قطره، پشت لبم،

پاره‌پاره،

سرخ،

بیرون خواهد ریخت،

که من هنوز تا جان‌پناه تو قدم نمی رسد

مادر!


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 15:27  توسط غلامعلی  |