تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
کاش باران ببارد

تا  در حجاز،

هیمه‌ها آتش نگیرند،

تا در تمام کوچه‌های مدینه

پای خاک به دامن چادر نگیرد

 و زبانم لال

مادر...

اصلا  کاش آنقدر ببارد

که مادر و پسر

در خانه بمانند

و از پنجره هیأت را تماشا کنند

که زیر باران می‌گذرد

و دم گرفته:

" یا عباس"

شاید اینطور

اصلا

دست ریسمان هم به آسمان نرسد.

کاش در مدینه باران ببارد

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 14:39  توسط غلامعلی  |