تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

آفتاب هر روز خودش را می‌رساند

سرش را می‌گذارد روی شانه‌ی نامت

شعاع شعاع سر می‌خورد تا غربتت که نجیب ما را نگاه می‌کند

سرانگشت نور تا غروب روی تولدت می لغزد

تا شهادتت

تا روشنایی را از تو وام بگیرد

برای فردا

از همین سنگ ساده و صبور


+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 18:35  توسط غلامعلی  |