تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

هر سال هلال محرم که پیدا می‌شود نگاه می‌کنم و انتظار می‌کشم. گوش تیز می‌کنم ببینم از درونم صدای سواری، پایی، چیزی می‌آید یا نه. آن تو غوغایی است. جنگ است. بیشتر وقتها هم شاهدم که باطل سر حق را می‌برد.

 محرم‌ها چشم‌ به راه " حُر" هستم تا چکمه‌هایش را آویزان کند بیاید در خیمه بگوید غلط کردم. بعد راهش بدهند جزء 72 تا عاقبت‌به‌خیر شود.

هنوز خبری نشده. حر نیامده. منتظرم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰ساعت 10:7  توسط غلامعلی  |