تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

دلم می خواهد

 نزدیک دروازه کوفه

نقالی کنم

یاد این جماعت را بکشانم

در مسجد

لابلای آیه‌های قرآن.

بخوانم

از روزی که نماز بود و

رکوع و

 انگشتر و علی(ع).

تا سپاه و نیزه‌ها و نعل‌ها

که رد می‌شوند

 بدانند میراث‌دار بخششی

تا بی‌صدا و هول و خنجر

بخواهند و تو خاتم ببخشی

تا خواهرت

دست دعای همیشه مستجابت را

بدون انگشتر ببیند

نه انگشت‌بریده.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ساعت 10:23  توسط غلامعلی  |