دلم می خواهد
نزدیک دروازه کوفه
نقالی کنم
یاد این جماعت را بکشانم
در مسجد
لابلای آیههای قرآن.
بخوانم
از روزی که نماز بود و
رکوع و
انگشتر و علی(ع).
تا سپاه و نیزهها و نعلها
که رد میشوند
بدانند میراثدار بخششی
تا بیصدا و هول و خنجر
بخواهند و تو خاتم ببخشی
تا خواهرت
دست دعای همیشه مستجابت را
بدون انگشتر ببیند
نه انگشتبریده.