
صاف صاف توی چشمهایت نگاه میکند و می گوید یا برمیدارد خیلی شیک و مطمئن به نفس توی یک مجله * قلمش را به زحمت می اندازد که: " مفهوم جنگ نرم پدر همه فرضیههای دائی جان ناپلئونی مطرح در ایران است"
یعنی ول کنید این حرفها را که استکبار ما را هدف گرفته، اصلا آن بیچارهها با ما چهکار دارند؟ اصلا کدام استکبار؟
خیلیها را هم متهم می کند که توهم برتان داشته و هوا صاف است و " همه چی آرومه". خیلی منطقی، علمی، با دیدگاهی به روز و مدرن میفرماید: "کدام جنگ؟ کدام کشک؟".
آن وقت این بینش و دید قارهپیمایشان که از تنگه هرمز تا پاناما را سیر کرده و خبر از امن و امان آورده، بیخ گوش خودمان را نمیبیند. نمیبیند که دخترکان جوان و جاهل را توی حلقوم عرفانهای رنگارنگ، که به جای اعلی درجات رسیدهاند به خواری، خرج راه هم فلان بار همآغوشی با پیر فرقه بوده است. که البته دل جوانی دارد!
کلا نور میزند توی چشمش و نمیبیند که از شیراز تا تهران ، رد شیطان پرستی گرفتنی است و چه غلط ها که نمیکنند.
"کدام جنگ نرم؟" را در حالی می گوید که در همسایگیاش جوانکی به تشویق مراد سیاهباز، قلب خود را دریده تا به درک بالا برسد و بیچاره حالا در درکات پایین دست و پا میزند.
بهائیان و وهابیان و هزار فرقه بوقلمونی هم، پدیدههای زائیدهی تصادف هستند که محض رضای خدا دارند موش می گیرند و توی کوچه پس کوچههای محلات فقیرنشین می چرخند و داد می زنند ایمان بیاورید به معجزهی نان ما.
جناب استاد دانشگاهی که قلم فرسودهاند و ریشخند فرموده که :« ای دائی جان ناپلئون ها!».« الا ای متوهمان!». شاید غافل بودهاند از شبکههایی که بنگاه بودند برای تقسیم اتاقخوابهای همسرانی که حریم زناشویی را هرمی و کروی و ضربدری به حراج گذاشتند.
اصلا اینکه خیلیها از جمله فلان مجری فراری ما همین چند وقت پیش پیوند معنویاش را در فلان فرقهی مندرآوردی جشن گرفته بود ، یا دیگرانی نقش نعش بازی میکردند و به کمک قرص و هزار جور مخدر در روزی دیگر تولد را تمرین میکردند، همه زائیدهی توهم است.همه از خیالات دائی جان ناپلئون است.و از آنجا که احتمال هیچ پدیدهای صفر مطلق نیست، اینکه اسم جنبش سبز خیلی قبلترها در کتاب فلان تئوریسین انتخاب شده و بعدتر برایش پدر و مادر هم خلق کردند کلا تصادفی است وبعبارة اخری:« ول کن بابا! کدام جنگ؟ کدام کشک؟».
FDD هم نه کنفرانسی است برای اینکه بینند چه خاکی به سرشان بریزند و جلوی پیشرفتهای ایران را بگیرند تا اسرائیل خانه خراب نشود. بلکه مخفف "فوریت های دندانپزشکی دیپلماتها" است. همهی آنها هم که داشتند گیسشان را می کشیدند که ایران فضا را هم تسخیر کرد، کسانی بودند که دندانشان آبسه کرده بود و آن سالن هم اتاق انتظار مطب دکتر بود. گفتگوها هم از سر بیکاری، باشد که تسکین دردی شود.
نتیجه آنکه بودجه های میلیون دلاری حضرات کنگره و سنا علیه ایران، تصویب شدهاند، نه برای جنگ نرم بلکه برای پیدا کردن پرتقالفروشاند!
بعدالتحریر:
باشد این سیاهمشق تلاشی اندک باشد برای طرح مسئله تا محققان جوان پیدا کنند که بالاخره دائی جان ناپلئون کیست؟
***
*یادداشت صادق زیبا کلام در مهرنامه