“بارالها! تو را ثنا مىگويم كه باب راز و نياز بنىآدم را با خويش گشودى و دل مشتاقان جمال را به وعدهى رحمت ومغفرت نواختى؛ آلايش شرك را بر بندگان خود زيبنده ندانسته، دامان بنىآدم را از آن پيراستى و توحيد و اخلاص را زيب دل و جان مؤمنان خواستى.
بارالها! تو را سپاس مىگويم كه بر بندهى برگزيدهات محمّد (صلّىاللَّهعليه والهوسلّم)، كتاب و حكمت را و شفاى دردهاى بنىآدم را نازل فرمودى و راه سعادت را در سخن و عمل او به جهانيان نمودى.”
اشتباه نکنید!
این جملات مطلع مناجاتی از خواجه عبدالله انصاری نیستند. کلماتی مسجع و زیبا از فلان عارف در قرنهای دور هم نیستند که در خلوت انسی از سر شوق بر زیان آورده باشد.
آنچه خواندید شروع پیام امام المسلمین در سال شصت و هشت بود،پیام به حجاج بیت الله الحرام.