تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود / سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

 

بارالها! تو را ثنا مى‏گويم كه باب راز و نياز بنى‏آدم را با خويش گشودى و دل مشتاقان جمال را به وعده‏ى رحمت ومغفرت نواختى؛ آلايش شرك را بر بندگان خود زيبنده ندانسته، دامان بنى‏آدم را از آن پيراستى و توحيد و اخلاص را زيب دل و جان مؤمنان خواستى.

بارالها! تو را سپاس مى‏گويم كه بر بنده‏ى برگزيده‏ات محمّد (صلّى‏اللَّه‏عليه واله‏وسلّم)، كتاب و حكمت را و شفاى دردهاى بنى‏آدم را نازل فرمودى و راه سعادت را در سخن و عمل او به جهانيان نمودى.

 

اشتباه نکنید!

این جملات مطلع مناجاتی از خواجه عبدالله انصاری نیستند. کلماتی مسجع و زیبا از فلان عارف در قرنهای دور هم نیستند که در خلوت انسی از سر شوق بر زیان آورده باشد.

آنچه خواندید شروع پیام امام المسلمین در سال شصت و هشت بود،پیام به حجاج بیت الله الحرام.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر ۱۳۸۹ساعت 14:13  توسط غلامعلی  |