عِلم قد کشیده
ادکلن میزند و کراوات به گردنش انداخته
اما "آل"*
باز کودکان را می برد
علم پیش " آل" لالمانی گرفته؛
وقتی که میآید و کودک را حتی پس از تولد میبرد
حتی اگر سرخ باشد مثل سیب
و بخندد مثل قند
"آل" افسانه نیست
شکمش چنان واقعی است
که مشکی باد کردهی پر از خون.
و چنان بیشرم است که حتی لالایی را از دهان مادر بدزد
که مبادا
کودک بماند و روزی سنگ توی مشتش جا شود
"آل" افسانه نیست ،
"سعودی" است
یا
"خلیفه" است.
تقدیم به
همهی کودکانی که در بحرین و غزه و لبنان زیر آوار ماندند یا خواهد ماند.
همه ی کودکانی که در بحرین اسیر گازهای سمی شدند یا زیر چرخ سعودی پر پر شدند یا خواهند شد.
*موجودی خیالی در افسانهها که آن را دلیل مرگ نوزاد پیش از تولد می دانستند